دل من یه روز به دریا زد و رفت...
پشت پا به رسم دنیا زد و رفت...
زنده ها خیلی براش کهنه بودن...
خودشو تو مرده ها جا زد و رفت...
دونبال کلید خوشبختی می گشت...
خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت...

تمام ماجرای من
سه واژه شد برای تو...
سه واژه ی جدا جدا...
من و ...
شب و ...
هوای تو....
هرچی که داشتم همه رو باد برد
رفتی و من موندم خاکسترم
بلای تو کاش نمیومد به سرم
آتیش زدی به زندگیم و رفتی
زخم زبونا رو به جون خریدن
از همه حتی از خودم بریدم
چه عشق ناروایی چه درد بی دوایی
چه زخم ناتمامی چه سرنوشت شومی...

آره من اونم که گفتم واسه چشم تو ديوونم
آره من قول داده بودم تا تهش باهات بمونم
ولي پس دادي نگامو زير رگبار غرورت
من فقط يه کم شکستم ، خوب نگام کني همونم . . .

کاشکی یکی پیدا بشه بشکنه قلب پستتو
کاشکی که روت پا بزاره حتی نگیره دستتو
کاشکی که عاشقش بشی بیشتر عشق من به تو
اونوقت اونم بریزه دور اون حرفای چرندتو
کاشکی که روزگارت تیره ی تیره باشه
که هیچکسی واسه ی تو ارزش قائل نباشه
دلم می خواد یکی باشه که صبح تا شب بسوزونت
هر ثانیه با حرفاش با رفتنش بترسونت
حتی اگر بمیری سر خاکت نمیام
برو بمیر کثافت دلتو من نمی خوام
هر جای دنیا که بریو نفرین من به راهته
نفرین من به اشکتو به اون دل سیاهته
بردی تو آبرومو الهی که بمیری
الهی که با گریه دست مرگو بگیری
الهی رسوا بشی شهره ی دنیا بشی
با کارای کثیفت چرکه تو دل ها بشی!

کاری نکن که نفرینم بگیره باز دامنتو
یکی بیاد مثل خودت پر کنه از غم دلتو
یکی بیاد که هر دفه قلبتو پر خون بکنه
بشکنه اون غرورتو له کنه اون باورتو
براش یه بازیچه بشه اون دل پاک پرغمت
برات یه قصه بسازه دور بریزه رویاهاتو
یکی بیاد که دیدنش برات بشه یه ارزو
حتی نگاهت نکنه نشنو هیچ وقت حرفاتو
هر چقدم صداش کنی یه بار جوابتو نده
مثل یه اتیش بسوزه نگاه سبز چشاتو
یکی بیاد که هر چقدر بهش بگی دوست دارم
اصلا اهمیت نده نشنو اون صداهاتو
یکی بیاد که چشماتو بکاره اون تو انتظار
کارت بشه فقط سکوت جدی نگیره اشکاتو
تو رو تحمل نکنه از پیش تو فرار کنه
براش بشی یه خاطره بشکنه اون حرمتاتو
گلاتو پرپر بکنه بریزه دور خاطرتو
نامه هاتو دور بریزه پاک کنه اون صحبتاتو
بهت همش دروغ بگه واسش بشی تو عروسک
واست ارزش نذاره ندید بگیره غماتو
کاری کنه که قلب تو عاشق هیچ کسی نشه
وقتی میری تو پیش اون بهت بگه فقط برو
.png)
غرورمو شکستی
فکر می کنی کی هستی؟
عمری خرابت بودم
دل به دلم نبستی
قلبت واسه من می زد
اما به در و دیوار
خیلی به فکرم بودی
ولی به فکر آزار
چیکه چیکه چیکه آروم نم نم
داره می باره بارون از غم
می دونم تو دیگه نمی یای
آخه تو دیگه مارو نمی خوای
حالا دیگه منم تورو نمی خوام
حتی بگی بیا دیگه نمی یام
برو دنبال یه یار دیگه
دل بده به دل دلداره دیگه........

آهای تو که فکر می کنی خیلی دلم تنگه برات
آهای تو که دوست نداری سر بذارم رو شونه هات
آهای تو که به من می گی به پام بسوز باهام بساز
حالا اگه میخوای بری...راه بازه و جاده دراز
نفرین کنی یا نکنی فرقی واسش نداره
هر کی که یار اون بشه میره تنهاش میذاره
برو که فکر رفتنت آتیش به جونم میزنه
غم از تو باوفاتره هرشب به من سر میزنه
یادته وقت رفتنت واسم پیغوم گذاشتی
گفتی کنار من بودی اما دوسم نداشتی
منتظرم اون روز بیاد که دستمو بگیری
توی چشام نگاه کنی جون بکنی بمیری
الهی لحظه های خوش تو زندگیت نباشه
الهی بهترین رفیقتم ازت جدا شه ...
-:بسه دیگه نفرین نکن
-:آخه دلمو سوزونده...رفته با غریبه ...
-:پس لیاقتش همینه
الهی نفرینای من دامنتو بگیره
عزیزترین کست جلوت پرپر بشه بمیره !

الهی سقف آرزوت خراب بشه روی سرش
بیای ببینی که همه حلقه زدن دور و ورش
الهی که روز وصال طوفان شه از سمت شمال
هیچی از اون روز نمونه بجز گلای پر پرش
قسم میخوردی با منی قسم میخوردی به خدا
خدا الهی بزنه تو کمرت تو کمرت
من اهل نفرین نبودم چه برسه که تو باشی
بیاد الهی خبرت، بیاد الهی خبرت
عمرت الهی کم نشه اما پر از غصه باشه
زجرهایی که به من دادی بکشی تا آخرش
الهی که یه روز خوش از تو گلوت پایین نره
رسوای عالمت کنن اون چشای در به درت
قسم میخوردی با منی قسم میخوردی به خدا
خدا الهی بزنه تو کمرت تو کمرت
من اهل نفرین نبودم چه برسه که تو باشی
بیاد الهی خبرت، بیاد الهی خبرت
می خوام بدونم قد من عاشقته دوست داره
اینکه رها کردی منو می ارزه به دردسرش
هرچی بدی کردی به من الهی اون با تو کنه
ببینی دیگری به جات رفته شده هم سفرش...
هر که خوبي کرد زجرش ميدهند
هر که زشتي کرد اجرش ميدهند
باستان کاران تباني کرده اند
عشق را هم باستاني کرده اند
هرچه انسانها طلايي تر شدند
عشق ها هم موميايي تر شدند
اندک اندک عشق بازان کم شدن
نسلي از بيگانگان آدم شدند...
